جناب آقای قاضی
اینجانب ………… فرزند ………… کد ملی ………… کارمند ………… متاسفانه در تاریخ ۹۸/۸/۱۳ با پیگیری های فراوان متوجه شدم همسرم خانم ………… فرزند ………… کد ملی ………… در تاریخ ۹۷/۹/۳ طلاق به صورت غیابی گرفته است .
پس از بررسی پرونده ، متوجه شدیم این پرونده از یک سری مستندات کذب و سراسر دروغ تشکیل شده است . به رای صادر شده اولیه اعتراض کردم و مدارکی متقن دال بر کذب مستندات پرونده را ارائه کردم و دو بار در جلسه دادگاه حضور پیدا کردم و شفاهی توضیحات ارائه شد . ولی متاسفانه قاضی محترم اصلا حرفها و مستندات را نادیده گرفتند و رای اولیه را تائید کردند .
اما محتویات پرونده :
در رای دادگاه آمده است من و همسرم در سال ۱۳۸۵ ازدواج کرده ایم و بعد از دو سال یعنی در سال ۱۳۸۷ ، من زندگی مشترک را ترک و هیچ نفقه و محل مسکنی فراهم نکردم . حال آنکه ما در تاریخ ۱۳۸۵/۹/۱۰عقد و در تاریخ ۱۳۸۷/۹/۲۶ مراسم جشن ازدواجمان را برگزار کرده و سالها زندگی مشترک داشتیم و تا به الان مسکن مناسب برای زندگی مشترک فراهم است با آدر سهای مشخص که قرارداد اجاره آخرین محل سکونتم ضمیمه پرونده است . اما اینکه من زندگی مشترک را ترک کرده ام نیز کذب محض است ، به استناد رای عدم تمکین ایشان که در پرونده است و همچنین اظهارنامه موجود در پرونده . لازم به ذکر است که بنده بیمه ایشان تا ۳ ماهه اول سال ۹۹ را نیز پرداخته ام که فیشهای پرداختی در پرونده است .
اما ایشان برای پنهان کاری روند پرونده و عدم حضور من در دادگاه در دفاع از خود اقداماتی کاملا خلاف قانون انجام داده اند که به عرض می رسد :
ایشان در چند نوبت آدرسهایی از من برای احضاریه دادگاه داده اند که بنده اصلا سابقه حتی حضور در آن مناطق را نداشته ام . حال آنکه با توجه به فیشهای کسر حقوق برای مهریه که در پرونده است مشخص است که بنده کارمند صداوسیما می باشم و آدرسم مشخص است .
دیگر آنکه با توجه به پرونده های قبلی مهریه و عدم تمکین ، آدرس من در دسترس ایشان بوده است . آخرین بار هم وکیل ایشان در سال ۹۵ با من تماس گرفتند و آدرس خواستند که به او آدرس دادم .
جالب تر آنکه در چند آدرس کذایی که احضاریه های من رفته ، کسانی احضاریه ها را تحویل گرفته اند و خود را منتسب به من کرده اند و خود را خواهرزاده و یا همسر خواهر زاده من معرفی کرده اند حال آنکه خواهر زاده های من کودک و نوجوان هستند ، ازدواح نکرده اند که همسری برای تحویل گرفتن احضاریه بنده داشته باشند و جدای از آن فامیلی آنها نیز اصلا اینها نیست که گفته شده .
با توجه به نسبت فامیلی که من با همسرم دارم و همچنین محل سکونت پدری من که یک کوچه بالاتر از منزل پدری همسرم می باشد و قبلا هم احضاریه های دادگاه هم به آنجا می رفت ، محل ارسال ابلاغ یا احضاریه ها مثل قبل می شد همانجا باشد تا احضاریه ها به دستم برسد .
در پرونده ، اسامی اشخاصی دیده می شود که به عنوان شهود از سختی زندگی همسرم با من سخن گفته اند ، کسانی که هرگز نامشان را نشنیده ام چه رسد که دیده باشم و از زندگی من خبر داشته باشند و اینها بعضا راننده تاکسی بوده اند . حال آنکه در زندگی مشترکمان آنچنان امکانات رفاهی برای همسرم آماده کرده ام و چنان زندگی ایده آل و گرمی داشتیم که دیگران و اطرافیان حسرت زندگی مشترکمان را داشتند .
قضات محترم :
حق بزرگی از بنده پایمال شده است . قاضی پرونده به چه حقی همسر قانونی و شرعی بنده را بدون ذره ای رضایت بنده و فقط اکتفا به بذل مهریه از من جدا کرده است !؟!؟!؟ ایشان با استناد به کدام قانون از جانب من رای به طلاقی می دهد که حق تعریف شده و مسلم مرد است ؟!؟!؟!
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 0:55 توسط محمد حسین جوهر
|
بنام خـــداوند بزرگ و مهربان:سلام بر خاندان نبوت.سلام و درود بردرخشنده ترین ستارگان آسمان رسالت و وحی . سلام بر زیباترین و خوش بو ترین گل گلزار هستی محبوب دل عاشقان مهدي موعود(عج).