مستثنیات دین درقانون جدید محکومیت های مالی:

مستثنیات دین درقانون جدید محکومیت های مالی:

ماده۲۴ـ مستثنیات دین صرفاً شامل موارد زیر است:

الف ـ منزل مسکونی که عرفاً در شأن محکومٌ‌علیه در حالت اعسار او باشد.

ب ـ اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوائج ضروری محکومٌ‌علیه و افراد تحت تکفل وی لازم است.

ج ـ آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم‌ٌعلیه و افراد تحت تکفل وی برای مدتی که عرفاً آذوقه ذخیره

می‌شود.

د ـ کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق متناسب با شأن آنها

هـ ـ وسایل و ابزار کار کسبه، پیشه‌وران، کشاورزان و سایر اشخاص که برای امرار معاش ضروری

آنها و افراد تحت تکفلشان لازم است.

وـ تلفن مورد نیاز مدیون

زـ مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت می‌شود، مشروط بر اینکه پرداخت اجاره‌بها بدون

آن موجب عسر و حرج گردد و عین مستأجره مورد نیاز مدیون بوده و بالاتر از شأن او نباشد.

تبصره۱ـ چنانچه منزل مسکونی محکومٌ‌علیه بیش از نیاز و شأن عرفی او در حالت اعسارش بوده و

مال دیگری از وی در دسترس نباشد و مشارٌالیه حاضر به فروش منزل مسکونی خود تحت نظارت

مرجع اجراءکننده رأی نباشد به تقاضای محکومٌ‌له به‌وسیله مرجع اجراءکننده حکم با رعایت تشریفات

قانونی به فروش رفته و مازاد بر قیمت منزل مناسب عرفی، صرف تأدیه دیون محکوم‌ٌعلیه خواهد

شد مگر اینکه استیفای محکوم‌ٌبه به طریق سهل‌تری مانند استیفاء از محل منافع بخش مازاد منزل

مسکونی محکوم‌ٌعلیه یا انتقال سهم مشاعی از آن به شخص ثالث یا طلبکار امکان‌پذیر باشد که در

این‌صورت محکومٌ‌به از طرق مذکور استیفاء خواهد شد.

تبصره۲ـ چنانچه به حکم قانون مستثنیات دین تبدیل به عوض دیگری شده باشد، مانند اینکه مسکن

به دلیل قرار گرفتن در طرحهای عمرانی تبدیل به وجه گردد، یا در اثر از بین رفتن، عوضی دریافت

شده باشد، وصول محکومٌ‌به از آن امکان‌پذیر است مگر اینکه محرز شود مدیون قصد تهیه موضوع

نخستین را دارد.

منزل مسکونی یا همان مسکن مورد نیاز محکوم‌علیه و افراد تحت تکفل وی با رعایت شئونات آنها

که در عرف رایج است یکی از این موارد به شمار می‌رود که با تشخیص قاضی برای تعیین نوع شأن

افراد، حکم نهایی برای آن صادر می‌شود.

ممکن است برای منزل مسکونی مورد نیاز این ابهام به وجود آید که تکلیف فردی که مستاجر بوده یا

پولی بابت رهن به صاحبخانه به عنوان پول پیش داده در زمان پرداخت دین چه می‌شود که باید

گفت ودیعه مسکن تا قبل از اصلاحات سال ۹۴، جزء مستثنیات دین نبود اما بعد از آن و به دلیل وجود

اختلاف نظرهای فراوانی که در احکام مطرح می‌شد، مبلغ ودیعه هم که مستاجر نزد موجر به امانت

گذاشته هم جزء مستثنیات دین قرار داده شد.

همچنین در کنار مسکن مورد نیاز، اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوائج ضروری محکوم‌علیه

خانواده و افراد تحت تکفل او لازم است نیز جزء مستثنیات قرار داده شده است. سلطانی یادآور

می‌شود: آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم‌علیه و افراد تحت تکفل وی برای مدتی که در حالت

عرفی آذوقه ذخیره می‌شود و کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علمی و تحقیق متناسب با

شأن آنها و همچنین وسایل و ابزار کار کسبه و پیشه‌وران و کشاورزان و وسایر اشخاص که وسیله

امرار معاش محکوم‌علیه و افراد تحت تکفل وی هست هم بخشی از مستثنیات دین را تشکیل

می‌دهند. وی در توضیح بیشتر پیرامون اثاثیه مورد نیاز تشریح می‌کند: اتومبیل در اصلاحات جدید

قانون نحوه اجرای محکومیت مالی جزء مستثنیات دین نیست، البته در صورتی که بخشی از

ضروریات زندگی و ابزار کار و درآمدزایی محکوم‌له و افراد تحت تکفلش باشد، می‌تواند جزء

مستثنیات دین باشد.

همچنین تا پیش از اصلاحات تیرماه ۱۳۹۴، تلفن با قید ابزار کار و ابزار مورد نیاز، بخشی از مستثنیات

دین به شمار می‌رفت اما اکنون طبق قوانین به‌روز شده به صورت همیشگی جزئی از مستثنیات

دین قرار دارد.

ادامه نوشته

مهریه خانمی که همسرش فوت کرده است به چه صورت پرداخت می‌شود؟

مهریه خانمی که همسرش فوت کرده است به چه صورت پرداخت می‌شود؟

در صورتی که متوفی طلبکار داشته باشد و همچنین پدر و مادر ایشان در قید حیات باشند قضیه به

چه صورت می‌شود.مهریه کسی که همسرش فوت کرده است از ❗️سال فوت شوهرش محاسبه

می‌شود نه زمان مطالبه، از اموال متوفی دیون و بدهکاری‌هایش جدا می‌شود که در بین

دیون،مهریه همسر نیز جزء دیون ممتازه است یعنی بر دیگر بدهی‌ها مقدم است،

لذا پس از کسر مهریه و دیگر بدهی‌ها،اموال وی طبق قانون ارث تقسیم می‌شود و زوجه یک

هشتم(در صورت وجود فرزند)یایک چهارم(در صورت عدم وجود فرزند) از اموال باقیمانده را ارث

خواهد بُرد.

ادامه نوشته

آیازن می تواندبه مهریه خودکه هبه کرده برگردد؟

آیازن می تواندبه مهریه خودکه هبه کرده برگردد؟

آیا زنی که مهر خود را به همسرش هبه کرده است، می‌تواند از هبه خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطالبه کند یا خیر؟

باید سه حالت را از یکدیگر تفکیک کرد:

1- حالت نخست، زمانی است که زوجه در خصوص مهریه، ما‌فی‌الذمه زوج را ابرا می‌کند.

به این بیان که می‌گوید از نظر من تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه نخواهی داشت؛ این بیان باعث می‌شود تا تکلیف شوهر در ادای مهر به طور کلی ساقط شود.

2- حالت دوم زمانی است که زوجه در قبال طلاق، مهریه خود را به شوهر بذل می‌کند.

بذل مهر در طلاق‌های خلع و مبارات انجام می‌شود، به این صورت که زن با پرداخت مالی به شوهر، از او می‌خواهد که طلاقش دهد. اگر زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند، طلاق ملغی و کان‌لم‌یکن خواهد شد.

3- حالت سوم زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می‌کند.

به این بیان که می‌گوید من مهر خود را به تو بخشیدم؛ تکلیف شوهر در پرداخت مهریه براساس موادی از قانون مدنی موضوع هبه بوده یعنی اگر مشروط باشد براساس شرط و اگر مجزوم باشد برهمان اساس تعیین تکلیف می‌شود.

اخذ شناسنامه براى اطفال ناشی از رابطه نامشروع

 

اخذ شناسنامه براى اطفال ناشی از رابطه نامشروع

 

‌رأی وحدت رویه

 

‌بموجب بند الف ماده یک قانون ثبت احوال مصوب سال 1355 یکی از وظایف سازمان ثبت احوال ثبت

 

ولادت و صدور شناسنامه است و مقنن در‌این مورد بین اطفال متولد از رابطه مشروع و نامشروع

 

تفاوتی قائل نشده است و تبصره ماده 16 و ماده 17 قانون مذکور نسبت به مواردی که ازدواج پدر‌و

 

مادر به ثبت نرسیده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدورشناسنامه نباشد یا اینکه ابوین طفل

 

نامعلوم باشد تعیین تکلیف کرده است لیکن در‌مواردی که طفل ناشی از زنا باشد و زانی اقدام به

 

اخذ شناسنامه ننماید بااستفاده از عمومات و اطلاق مواد یاد شده و مسأله 3 و مسأله 47 از

 

موازین‌قضائی ازدیدگاه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، زانی پدر عرفی طفل تلقی و

 

نتیجه کلیه تکالیف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه بر‌عهده وی می‌باشد و حسب ماده 884

 

قانون مدنی صرفا" موضوع توارث بین آنها منتفی است ولذا رأی شعبه سی ام دیوان عالی کشور

 

که با این نظر‌مطابقت دارد بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور که با این نظر

 

مطابقت دارد بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور‌موجه ومنطبق با موازین شرعی

 

و قانونی تشخیص می‌گردد.

 

 

 

 این رأی با ستناد ماده واحده قانون مربوط به وحدت رویه قضائی مصوب تیرماه سال1328 برای

 

شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها در مواردمشابه لازم الاتباع است.

ادامه نوشته

احکام مهریه در ازدواج موقت

احکام مهریه در ازدواج موقت

درعقد موقت اگر مهری برای زن تعیین نشده باشد عقد باطل است.اگر در عقد موقت زن در مدت

تعیین شده و قبل از نزدیکی فوت کند باز مهریه به او تعلق می گیرد.در نکاح موقت اگر مرد تا آخر

مدت تعیین شده با زن نزدیکی نکرد زن می تواند تمام مهریه را از مرد بگیرد.

 

در عقد موقت اگر شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت باقیمانده از عقد نکاح را به زن ببخشد باید نصف

مهریه را به زن بدهد.

 

اثر فسخ نکاح در پرداخت مهریه:

 

اگر در عقد نکاح قبل از وقوع نزدیکی بین زن و شوهر عقد با وجود یکی از دلایل شرعی فسخ شود

 

هیچ مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد،مگر اینکه علت فسخ ناتوانی شوهر از انجام عمل زناشویی

باشد که این عیب عنن گفته می شود و در این صورت نیمی از مهریه به زن تعلق خواهد گرفت.

 

اگر فسخ نکاح به هر جهتی بعد از نزدیکی واقع شود تمام مهریه تعیین شده به زن تعلق خواهد

 

گرفت.اگر مهریه تعیین نشده باشد و نکاح به علت عنن فسخ شود زن می تواند نیمی از مهر المثل

خود را از مرد مطالبه نماید.اگر علت فسخ نکاح تدلیس یعنی فریب خوردن مرد توسط زن باشد در

هیچ صورتی هیچ مهری به زن تعلق نخواهد گرفت.

 

https://telegram.me/lawonline

ادامه نوشته