الزامات قرآنی برای پیشگیری از سستی روابط خانوادگی 

 در قرآن کریم، برای تنظیم روابط خانوادگی و پیشگیری از سستی این کانون مهر و مودّت، توصیه­های فراوانی وجود دارد. قرآن کریم حسب این که قانون­شکنی از سوی مرد باشد یا زن یا هر دو، دستوراتی را بطور جداگانه صادر نموده است که از نظر می­گذرانیم.

 الف. نشوز زوج

قانون­شکنی ممکن است از ناحیه زوج باشد، به این صورت که وی به وظایف خود در قبال همسرش پایبند نباشد؛ توصیه قرآن کریم در این خصوص، دعوت به صلح و سازش است. در آيه 128 سوره مباركه نساء چنین آمده است:

 «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً»؛ و اگر زنى، از طغيان و سركشى يا اعراضِ شوهرش، بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند و صلح، بهتر است؛ اگر چه مردم بخل مى‏ورزند. و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه سازيد، خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است.

 ب. نشوز زوجه

در موردی که قانون­شکنی از ناحیه زوجه باشد، قرآن کریم توصیه­های متعددی دارد.

 در آيه 34 سوره مباركه نساء، به مردان توصیه شد که همسران ناشزه خود را موعظه نمایند.[1] در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام، توصیه­های فراوانی راجع به گذشت و بخشش در روابط اجتماعی وجود دارد؛ در عین حال، پایبندی به این خصلت نیکوی اخلاقی در روابط زوجین مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در آیه 14 سوره مبارکه تغابن در این خصوص می­خوانیم:

 «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛[2] اى كسانى كه ايمان آورده­ايد، در حقيقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان بر حذر باشيد، و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

 روشن است که همه همسران و فرزندان دشمن انسان نیستند، به همین دلیل قرآن کریم از کلمه «مِن» استفاده کرده است که به معنای تبعیض است و به این معنا اشاره دارد که تنها بعضی از آنان چنین هستند. علاوه بر این، دشمنی گاه در لباس دوستی و به گمان خدمت است، و گاه نیز با سوء نیت. به هر حال بخش نخست آیه می­گوید که بعضی از همسران یا فرزندان با شما دشمنی می­کنند. در ادامه آيه می­گوید: در قبال عداوت آنان گذشت داشته باشید.

قرآن کریم در این قسمت سه فعل امر را بکار برده است: «تعفوا»، «تصفحوا»، و «تغفروا». مفسران در خصوص تفاوت این واژه­ها می­گویند: این سه فرمان، مراتب بخشش گناه را بیان می­نمایند.

به این صورت که «عفو» به معنای صرف­نظر کردن از مجازات است؛ «صفح» مرتبه بالاتری را بیان می­کند و آن ترک هر گونه ملامت و سرزنش است. «غفران» نیز به معنای پوشاندن گناه و به فراموشی سپردن آن است.[3]

روشن است كه عمل به این دستورات اخلاقی، بخش وسیعی از کدورت­ها و مناقشات خانوادگی را از میان خواهد برد.

ج. نشوز زوجین (شقاق)

قانون­شکنی ممکن است از سوی زوج و زوجه بطور متقابل باشد که قرآن از این حالت به «شقاق»[4] تعبیر کرده است. توصیه قرآن در این مورد خاص، تشکیل «محکمه صلح خانوادگی» است.[5] در آیه 35 سوره مبارکه نساء آمده است:

 «وان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها ان يريدا اصلاحاً يوفّق الله بينهما انّ الله عليماً خبيراً»؛ و اگر از جدايى ميان آن دو ‏[‏ زن و شوهر‏]‏ بيم داريد پس داورى از خانواده آن ‏[‏شوهر‏]‏ و داورى از خانواده آن ‏[‏زن‏]‏ تعيين كنيد. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا ميان آن دو سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است.

 این توصیه­ها و دستورات دیگری نظیر لزوم توجه به اصل «مشورت»[6] و استفاده از آن برای کم کردن دامنه اختلافات، مبیّن اهتمام ویژه قرآن کریم به استحکام روابط خانوادگی و پیشگیری از هر گونه آسیب به آن به هر طریق ممکن است.

با وجود این که قرآن کریم مرد را قیّم و مدیر خانواده معرفی کرده است[7] ، در عین حال توصیه می­کند که زن و شوهر تصمیم­های مربوط به زندگی مشترک را با مشورت و رضایت یکدیگر اتخاذ نمایند و از یک­جانبه گرایی بپرهیزند. بدین ترتیب، استواری روابط خانوادگی از نظر قرآن در گرو «مشورت» و «توافق» است.

منابع:

[1] . «... وَ اللاَّتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً».

[2] . تغابن (64): 14. در مورد شأن نزول این آیه مراجعه شود به تفسیر نور الثقلین، ج5، 342.

[3] . سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج19، ص320 و 321؛ ناصر مکام شیرازی، تفسیر نمونه، ج24، ص204 و 205.

[4] . شقاق به معنای كراهت متقابل یا نشوز متقابل است. در مورد احتمال نخست به (غنية النزوع: 353؛ محقق سبزواری، كفاية الاحكام:190، بحرانی، حدائق الناظرة، ج24: 622؛ روحانی، فقه الصادق، ج22: 253)، و در مورد احتمال دوم به (شهید ثانی، مسالک الافهام، ج8: 364؛ خوانساری، جامع المدارک، ج4: ص433؛ نجفی، جواهر الکلام، ج31: 200 و204) مراجعه شود.

[5] . در این مورد ر.ک: فرج الله هدایت نیا، فصلنامه كتاب زنان «نقد حکمیت در دعاوی خانوادگی»، سال 1383، شماره 27.

[6] . «... فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا ...؛ و اگر آن دو (پدر و مادر)، با رضايت يكديگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شير بازگيرند، گناهى بر آنها نيست ...»؛ بقره (2): 233.

[7] . نساء (4): 34.