اعسار چيست؟

پاسخ:   طبق ماده 1 قانون اعسار هر كسي است كه به واسطه عدم كفايت دارايي يا عدم دسترسي به مال خود قادر به تاديه مخارج محاكمه يا ديون خود نباشد. مرجع رسيدگي به دعواي اعسار نيز محكمه‌اي است كه به دعواي اصلي رسيدگي كرده است. به عنوان مثال شخصي كه قادر به پرداخت يكجاي مهريه همسر خود نيست با دادن دادخواست اعسار در واقع تقاضاي قسطي شدن كل مهريه را دارد و پس از اثبات عدم توانايي در پرداخت يكجا در دادگاه حكم اعسار از پرداخت يكجا توسط قاضي صادر مي‌شود.

 اگر در زمان عقد در عقدنامه هيچ شرطي گذاشته نشود و پس از عقد زوجين بخواهند شرط و شروط بگذارند از چه طريق مي‌توانند اين كار را انجام دهند؟

پاسخ:   بايد ضمن يك عقد لازم ديگر مثل خريد و فروش يك شي هر چند كوچك مانند دفتر يا خودكار شرط گذاشته شود به عنوان مثال من اين كتاب را به شما مي‌فروشم به اين شرط كه فلان كار انجام شود يا فلان .... به اين شرط مي‌گويند شرط ضمن عقد كه مطابق قانون الزام آور است و ليكن بايد آن را در دفاتر اسناد رسمي انجام دهيد و در سند رسمي ثبت كنيد كه قابل استناد باشد و بعداً انكار نشود.

   آيا شيربها و طلاهايي كه در دوران عقد براي زوجه خريداري شده است قابل استرداد به زوج است؟ در صورت قابل استرداد بودن چنانچه زوج بابت مهريه و نفقه به زوجه بدهكار باشد مي‌توان شيربها و طلاها را بابت اين بدهي برداشت؟

پاسخ:   بستگي به شرايط و نحوه بخشش آن‌ها دارد، براي مطابقت شرائط آن با مساله خودتان به ماده 1037 و مواد 795 به بعد قانون مدني مراجعه فرماييد. در صورتيكه شيربها و طلاها قابل استرداد از طرف زوج باشند زوجه مي‌تواند با درخواست قرار تامين نسبت به مهريه و يا نفقه گذشته از طريق دادگاه آنها را توقيف كند و پس از قطعي شدن حكم بابت طلب زوجه حساب مي‌شود.

   اگر زني كه خود درآمد دارد و با شوهرش زندگي مي‌كند و درآمدش را در زندگي خرج كند، اگر بخواهد عدم پرداخت نفقه توسط شوهرش را در دادگاه ثابت كند چه كار بايد انجام دهد؟

پاسخ:   بايد پس از طرح دادخواست مطالبه نفقه با ارائه شاهد در دادگاه ثابت كند خرج زندگي را از درآمد خودش تامين مي‌كند.

 خواهر بنده ازدواجش، ازدواج دائم بوده ولي ثبت نشده، الان مي‌خواهد از همسرش جدا شود، چه كار بايد بكند؟ آيا توافقي مي‌توانند از هم جدا شوند يا اينكه بايد به مراجع قانوني مراجعه نمايند؟

پاسخ:   اگر قصد دارند مطابق قانون اين ازدواج ثبت و رسمي شود بايد دادخواست به دادگاه تقديم نمايند و پس از صدور راي دادخواست طلاق توافقي ارائه نموده و از هم جدا شوند. چنانچه در مورد زوجيت، مدت و نوع آن اختلافي ندارند مي‌توانند دادخواست طلاق توافقي به دادگاه خانواده ارائه نمايند و با توافق طلاق بگيرند.

 آيا خانمي كه ازدواج كند حضانت فرزند از او سلب مي‌شود؟

پاسخ:   به استناد ماده 1170 قانون مدني در صورتي‌كه مادر ازدواج كند، حضانت با پدر طفل است؛ مگر اينكه مطابق يكي از بندهاي ماده 1173 قانون مدني پدر صلاحيت براي حضانت طفل نداشته باشد.

 شخصي بابت مهريه هر سه ماه يك بار يك عدد سكه پرداخت مي‌كند. الان ايشان وضع مالي خوبي ندارد و مي‌خواهد مدت پرداخت آن را بيشتر كند آيا امكان آن وجود دارد يا خير؟ به كجا بايد مراجعه كند؟

پاسخ:   بله، بايد دادخواست تقليل اقساط به دادگاه تقديم نمايد.

   براي اينكه جهيزيه‌ام را برگردانم چه كار بايد بكنم؟

پاسخ:   شما بايد با در دست داشتن مدارك شناسنامه، كارت ملي، عقدنامه و ليست لوازم جهيزيه كه همسرتان و شهود امضاء‌كرده‌اند به دادگاه خانواده مراجعه و دادخواست استرداد جهيزيه را بدهيد چنانچه ممكن است شوهرتان اقدام به تخريب يا فروش جهيزيه شما نمايد مي‌توانيد تقاضاي صدور قرار تامين خواسته را هم از دادگاه بخواهيد.

 آيا دادگاه اين اجازه را دارد كه بر اثر دادخواست مرد مهريه زن را قسط بندي كند بدون امضاء زن و بدون حضور زن حكم طلاق غيابي بدهد؟

پاسخ:   بله، با توجه به اينكه طبق قانون و شرع، طلاق به دست مرد است و چنانچه زن عليرغم اخطاريه‌هاي دادگاه در جلسه دادگاه حاضر نشود، قاضي طبق قانون به پرونده رسيدگي مي‌كند و در پرونده طلاق كليه حقوق مادي زن از جمله مهريه تعيين تكليف مي‌شود و در صورت عدم توانايي مالي مرد جهت پرداخت مهريه و محرز شدن آن براي دادگاه قاضي مهريه را قسط‌بندي مي‌كند.

 شرايط تعيين داور در دادگاه خانواده چيست؟

پاسخ:   طبق قانون داور بايد مسلمان، متاهل، معتمد، عدم شهرت به فسق و فساد وآشنايي نسبي به مسائل شرعي،خانوادگي و اجتماعي داشته باشد و حداق سنش 40 سال تعيين شده است.

 آيا مي‌توان وكالت بلاعزلي كه براي طلاق داده‌ايم را باطل كنيم؟

پاسخ:   خير، باتوجه به اينكه وكالت، بلاعزل است، ديگر نمي‌توان آن را باطل كرد مگر با توافق مجدد موكل و وكيل

 حدود يك ماه و نيم است كه برگه طلاق خود را از دادگاه گرفته‌ام و ميخواهم بروم به محضر تا صيغه طلاق جاري شود ولي شوهرم حاضر به آمدن به محضر نيست، چه اقدامي مناسب است؟

پاسخ:   دفتر ثبت طلاق مراتب عدم حضور زوج را به دادگاه اعلام ميكند و پس از اجراي صيغه طلاق توسط دادگاه دستور ثبت و اعلام آن به دفتر ثبت طلاق صادر ميشود.

 فردي ميخواهد از شوهر خود جدا شود و فرزندي 6 ماهه دارد، آيا شوهر در شهر ديگري ميتواند زن خود را طلاق بدهد؟ فرزند تحت حضانت چه كسي در ميآيد و خانم در چه تاريخ‌هايي ميتواند فرزند خود را ببيند؟

پاسخ:   الف) حضانت طفل دختر و پسر تا سن هفت سالگي به عهده مادر ميباشد.
ب) چنانچه شوهر بخواهد زن خود را طلاق دهد بايد در محل اقامت زن طرح دعوي نمايد.

 اگر زن دادخواست طلاق بدهد نصف اموال مرد به او ميرسد؟

پاسخ:   خير شرط نصف دارائي مندرج در عقدنامه‌هاي رسمي مشروط به اين است كه مرد دادخواست طلاق بدهد.

 آيا يك دختر 14 ساله ميتواند خود تعيين كند كه حضانتش با پدر يا با مادر باشد؟

پاسخ:   مادر در نگهداري اطفال دختر و پسر تا هفت سال از تاريخ ولادت اولويت دارد. دادگاه طبق رعايت مصلحت كودك تصميم ميگيرد و پس از سن بلوغ (دختر 9 سال و پسر 15 سال) انتخاب با فرزند ميباشد.

 لطفاً در مورد اينكه زن باردار را نميتوان طلاق داد كمي توضيح دهيد؟

پاسخ:   طلاق زن در مدت عادت زنانگي يا در حال نفاس صحيح نيست مگر اين كه زن حامل باشد و همچنين طلاق در طهور مواقعه صحيح نيست مگر اين كه زن يائسه يا حامل باشد.

 آيا بعد از صدور حكم طلاق ميتوان بدون حضور زوج در محضر صيغه طلاق را جاري نمود؟

پاسخ:   در صورت امتناع زوج از حضور و اجراي طلاق دفتر مراتب را تاييد و به دادگاه صادر كننده گواهي اعلام ميدارد، دادگاه به درخواست زوجه، زوج را احضار و در صورت امتناع از حضور، دادگاه با رعايت جهات شرعيه صيغه طلاق را جاري و دستور ثبت ميدهد.

 براي طلاق توافقي آيا آزمايش پزشكي قانوني براي تست حاملگي لازم است؟

پاسخ:   بله، براي همه طلاق‌ها اين آزمايش ضروري است.

 لطفاً در رابطه با حضانت فرزند توضيح دهيد و اينكه فرزند از چه سني ميتواند خود تصميم بگيرد با كدام يك از والدين زندگي كند؟

پاسخ:   بعد از سن بلوغ حق انتخاب با خود فرزندانست. تا قبل آن در شرايط عادي تا 7 سال با مادر و بعد آن با پدر ميباشد. سن بلوغ براي دختر 9 سال تمام قمري و براي پسر 15 سال تمام قمري است.

  ميخواستم بدانم يه آقايي ميتونه با وجود خانمش توي خونه بره از طريق قانوني تقاضاي ازدواج مجدد کند حالا به هر دليلي؟

پاسخ:   به استناد ماه 16 قانون حمايت خانواده مرد نميتواند با داشتن زن همسر دوم اختيار کند مگر در موارد زير:
1ـ رضايت همسر اول
2ـ عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايف زناشويي
3ـ عدم تمکين زن از شوهر
4ـ ابتلاء زن به جنون يا امراض صعب‌العلاج موضوع بندهاي 5 و 6 ماده 8 (جنون و ابتلاء به بيماري که دوام زناشويي را براي طرف ديگر مخاطره‌آميز کند)
5 ـ محکوميت زن وفق بند 8 ماده 8 ( به طور خلاصه محکوميت به 5 سال حبس)
6 ـ ابتلاء زن به هر گونه اعتياد مضر برابر بند 9 ماده 8
7 ـ ترک زندگي خانوادگي از طرف زن
8 ـ عقيم بودن زن
9ـ غائب و مفقودالاثر شدن زن برابر بند 14 ماده 8
به هر حال در تمام موارد مذکور اين حق براي همسر اول باقي است که بخواهد تقاضاي گواهي عدم امکان سازش از دادگاه بنمايد.

 با توجه به تامین خواسته در خصوص مهریه از طرف همسرم، مبلغ واریزی اینجانب به حساب مسکن مهر توقیف شده است. با توجه به نامه اجرای احکام به تعاونی مسکن هرگونه واریز پولی مسدود می‌گردد، در ضمن مهریه همسرم قسطی شده بود و بنده الزام به تمکین ایشان را گرفته‌ام ولی ایشان مراجعت ننموده است.

پاسخ:   با توجه به اینکه مبالغ واریزی شما به صندوق مسکن مهر هنوز در مرحله وجه نقد است و به مسکن تبدیل نشده است، لذا همسرتان می‌تواند طبق قانون آن را توقیف نماید. دیگر اینکه هر چند مهریه همسرتان قسطی شده است و لیکن هر زمان همسرتان مالی را از شما به دادگاه معرفی نماید که جزء مستثنیات نباشد می‌تواند آن را نیز توقیف نماید. در خصوص رای الزام به تمکین نیز از زمان ترک زندگی دیگر به ایشان نفقه‌ای تعلق نمی‌گیرد.

همسرم زنی را صیغه کرده، آیا برای گرفتن زن صیغه ای اجازه زن اول لازم است یا خیر؟

پاسخ:   اگر همسر شما ازدواج مجدد کرده و آن را ثبت نکرده باشد جرم است، و در صورتیکه شما و همسرتان شرائط عقدنامه را امضاء کرده باشید ازدواج مجدد ایشان بدون اجازه شما باعث حق اعمال وکالت در طلاق برای شما خواهد شد و می‌توانید حق و حقوق خود را نیز مطالبه کنید.

 چه موقع زن می‌تواند جهزیه‌اش را از خانه مرد خارج کند؟ قبل از اینکه شکایتی در دادگاه کرده باشد می‌تواند جهیزه‌اش را ببرد و بگوید از قاضی حکم داشته است؟

پاسخ:   زن مالک جهیزیه خود می‌باشد و لیکن اگر با مقاومت مرد روبرو شود می‌تواند به دادگاه دادخواست استرداد جهیزیه ارائه نماید و اگر احتمال فروش یا جابجایی آنها را بدهد می‌تواند ابتدا درخواست قرار تامین نماید.

از لحاظ قانونی مردی که می‌خواهد زنش را طلاق دهد چه حقوقی را باید به زنش پرداخت کند؟

پاسخ:   باید کلیه حقوق مالی و غیرمالی همسرش از طریق دادگاه مشخص ‌شود، از جمله مهریه، نفقه، نفقه زمان عده، جهیزیه، اجرت‌المثل خانه‌داری، وضعیت حضانت فرزندان مشترک، نفقه فرزندان، زمان ملاقات با فرزندان و...

   حق مسكن از سوي همسرم به من واگذار شده و در دفتر اسناد رسمي نيز ثبت شده است ولي در سند ذكر شده اين اقرار نامه است و فقط در نفس اقرار مي‌باشد. سوالم اين است آيا اين اقرار نامه سند محكمي براي من محسوب مي‌شود يا خير ؟ آيا طبق اين سند هرجا من تعين كنم همسرم همانجا بايد زندگي كند ؟

پاسخ:   اقرار نامه اخذ شده از همسرتان داراي اعتبار و قانوني مي‌باشد و مشكلي ندارد. بله، طبق اين اقرارنامه محل اسكان را به عهده شما گذاشته و شما تصميم گيرنده هستيد كه در كجا زندگي كنيد. در صورتي كه همسرتان به تعهد خود عمل نكند شما مي‌توانيد طبق همان اقرارنامه، اعمال حق نماييد.

 آيا زني كه نفقه و مهريه‌اش را بگيرد همسرش مي‌تواند ازدواج مجدد كند؟

پاسخ:   مرد بايد ابتدا عدم تمكين همسرش را به دادگاه اثبات كند و بعد از آن دادخواست اذن ازدواج مجدد بدهد تا بررسي شود، ليكن بر اساس بند 12 عقدنامه كه توسط مرد در قباله ازدواج به امضاء رسيده است در صورت ازدواج مجدد، همسرش طبق اين وكالت اعطايي حق طلاق را خواهد داشت.

 چطور مي‌توانم حكم رشد پسرم كه 15 سال دارد را بگيرم؟

پاسخ:   بايد به دادگاه خانواده مراجعه فرماييد. در آنجا قاضي دادگاه سوالاتي متفرقه از پسرتان مي‌كنند تا بلوغ عقلي و فكري وي را بررسي كنند و در صورت لزوم جهت بررسي بيشتر به پزشكي قانوني معرفي مي‌نمايند. در صورت نظر مساعد قاضي حكم رشد صادر مي‌شود.

 آيا با پرداخت قسمتي از مهريه و يا اولين قسط مهريه، حق حبس از بين مي‌رود؟

پاسخ:   در اين مورد نظرات مختلفي وجود دارد و ليكن روال حاكم، دختر تا اتمام و دريافت كليه مهريه‌اش حق حبس را دارد.

 آيا در ازدواج دائمي كه مهريه تعيين نشده باشد، مي‌توان مهريه تعيين كرد؟ نحوه تعيين آن به چه صورت است؟

پاسخ:   بله، در ازدواج دائم به هر دليلي مهر تعيين نشده باشد بعد از عقد، طرفين مي‌توانند مهريه را به تراضي معين كنند و اگر قبل از تراضي بر مهر معين بين آنها نزديكي واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود كه براي تعيين آن بايد حال زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات و وضعيت او نسبت به ديگراني كه مثل او هستند از فاميل و غيره در نظر گرفته شود.