فلسفه مهريه براي زنان چيست؟

پديد آمدن مهريه نتيجه تدبير ماهرانه‏اي است که در متن خلقت و آفرينش براي تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به يکديگر بکار رفته است. مهريه ريشه در حيا و عفاف زن دارد.

 زن با الهام فطري دريافته است که عزت و احترام او به اين است که خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد/

 و همين سبب شده که زن توانسته با همه ناتواني جسمي، مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با يکديگر وادار کند.

 در طول تاريخ زن در مرد تأثير فراوان داشته است، تأثير زن در مرد از تاثير مرد در زن بيشتر بوده است بسياري از هنر نمايي‏ها و شجاعت‏ها و دلاوريها و نبوغ‏ها و شخصيت‏هاي مرد مديون زن و خودداري‏هاي ظريفانه او است، مديون حيا و عفاف زن است. براي همين زن هميشه در روحيات مرد تأثير مي‏گذاشته و مرد دراجتماع، آنگاه که حيا و عفاف و خود داري زن از ميان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله مي‏خورد و بعد مرد مردانگي خود را فراموش مي‏کند و سپس اجتماع در اثر فساد و بي بندباري و شکسته شدن نظام و ارکان خانواده منهدم مي‏گردد/

 در روايات اسلامي وارد شده که مرد از زن شهواني‏تر نيست بلکه بر عکس است. لکن زن در مقابل شهوت از مرد تواناتر و خود دارتر آفريده شده است و مرد در مقابل غريزه از زن ناتوان‏تر است، اين خصوصيت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسليم اونشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نياز کند و براي جلب رضاي او اقدام نمايد. يکي از آن اقدامات اين بوده که براي جلب رضاي او و به احترام موافقت او هديه‏اي بنام«مهريه» نثار او مي‏کرده است.{1}

 مهريه ماده‏اي است از يک آئين نامه کلي که طرح آن در متن خلقت ريخته شده است و با دست فطرت تهيه گرديده است.

 در اسلام هم مهريه يک چيز ابداعي و اختراعي نبوده بلکه اسلام مهريه را به حالت فطري و طبيعي آن برگردانيد.

 قرآن کريم با لطافت و ظرافت بي نظيري مي‏گويد: (وآتُو النِسأَ صَدُقاتِهِنَّ نَحْلًَْ);{2}

يعني مهريه زنان را که به خود آنها تعلق دارد (نه به پدران يا برادران آنها) و عطيه و پيشکشي است از جانب شما به آنها به خودشان بدهيد. قرآن کريم در اين جمله کوتاه به سه نکته اساسي اشاره کرده است: اولاً با نام صدُقه ياد کرده است نه با نام مهريه زيرا نشانه راستين بودن علاقه مرد است. ديگر اينکه با ملحق کردن ضمير (هُنَّ) به اين کلمه مي‏خواهد بفرمايد که مهريه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر، مهريه مزد پرورش و شيردادن و تغذيه و خوراک او نيست. سوم اينکه با کلمه نحله کاملاً تصريح مي‏کند که مَهر هيچ عنواني جز عنواني تقديمي و پيشکشي و عطيه و هديه ندارد. 3

 بنابراين مهريه از احساسات دقيق و عطوفت‏آميز مرد ناشي شده نه از احساسات خشن و مالکانه او، آنچه از ناحيه زن در اين امر دخالت داشته، حسن خودداري مخصوص او بوده نه ضعف و بي اراده بودن او، مهريه تدبيري است از ناحيه قانون خلقت براي بالا بردن ارزش معنوي زن و قرار دادن او در سطح عاليتري.

 در حقيقت ارزش معنوي مهريه براي زن بيش از ارزش مادي آن است.{4}

 گذشته از اينها مي‏توان مهريه را بعنوان يک پشتوانه اجتماعي براي زن محسوب کرد زيرا در صورت جدايي زن و مرد، زن متحمل خسارت بيشتري مي‏شود زيرا مرد طبق استعداد خاص بدني معمولاً در اجتماع نفوذ و تسلط بيشتري دارد و همچنين مردان براي انتخاب همسر مجدد امکانات بيشتري دارند ولي زنان بيوه با از دست رفتن سرمايه جواني و زيبايي امکاناتشان براي انتخاب همسر جديد کمتر است مهريه چيزي به عنوان جبران خسارت براي زن و وسيله‏اي براي تأمين زندگي آينده اوست/

 منابع:

  [1]. با استفاده از «نظام حقوق زن‏در اسلام»، ص 201/

  [2]. سوره نسأ، آيه 4/

  [3]. تفسير فخر رازي، ج9، ص180/

  [4]. نظام حقوق زن در اسلام، ص206/