تامین نیازهای زن،وظیفه قانونی مرد(۱)

بستهای برای زنانی که حق خود را به خوبی نمی شناسند

برای همه زنهای قدیمی، سازگار بودن زن شعار اول و آخرشان بود، جمله «زن باید بساز باشد» جملهای بود که مدام از زبان زنهای قدیمی شنیده میشد، زندگی در هر وضعیتی که مرد ایجاد می کند برای برخی نشانه این سازگاری است، هنوز هم خیلی ها همین تصور را از زن سازگار دارند، برای این افراد قابل باور نیست که زنهای امروزی همه چیز از شوهرانشان میخواهند و او را مجبور به برآورده کردن آنهامیکنند، در این بین قانون یک حد تعادل را در نظر گرفته و نفقه را بینابینی تعریف کرده است، برای آگاهی از همه باید و نبایدهای نفقه، این گزارش را تا انتها بخوانید

. چند کلام  قانونی

ماده 1107 قانون مدنى ایران نفقه را تامین همه نیازهاى متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسكن، لباس، غذا، اثاث منزل و هزینه هاى درمانى و بهداشتی و خادم در صورت عادت تعریف میکند. البته این تامین در مناطق و جاهای مختلف میزان و اندازه متفاوتی دارد و قانون برای آن حد مشخصی در نظر نگرفته است. به عبارتی میزان نفقه را شئون خانوادگی زن، عرف و عادت ساکنان هر منطقه و صد البته وضع مالی مرد تعیین میکند. ضمن آنکه اگر زن و مردی در رقم تعیین شده توافق نداشته باشند، دادگاه میزان آن را مشخص می کند.

نفقه در یک کلام

براساس قانون، اگر زن تحصیلکرده یا بیسواد، از شهر یا روستا و از خانواده فقیر یا ثروتمند باشد، میزان نفقه متفاوتی دارد چون نیازهای این دو قشر با هم فرق میکنند. البته در قانون، نفقه ارتباط مستقیم با شأن زن ندارد، یعنی همه زنان باید نیازهای اولیه شان تامین شود، اما غلظت و میزان این نیازها با شأن و جایگاه اجتماعی زنان ارتباط مستقیم دارد یعنی در تعیین میزان نفقه، این مسایل که یک زن ساکن روستا و بیسواد باشد، یا تحصیلکرده، ساکن شهر و عضو یک خانواده ثروتمند باشد، لحاظ میشود، چون بطور طبیعی نیاز یک زن در گروه اول با نیاز یک زن در گروه دوم کاملا فرق و هزینه ای که این نیاز را باید تامین کند نیز کاملا متفاوت است.

تبعیضی در کار نیست

این امر برای برخی این تفکر را ایجاد میکند که قانون میان زنان شهری و روستایی یا طبقات مختلف تبعیض ایجاد کرده است اما در قانون هیچ تفکیکی میان نیازهای زنان از طبقات مختلف اجتماعی وجود ندارد، یعنی به زعم قانون، تمام زنان باید نیازهای اولیه شان تامین شود که میزان این تامین نیاز بستگی به جایگاه و موقعیت اجتماعی زن دارد. این موضوع اصلا ناعادلانه نیست بلکه به نظر میرسد منطقی هم هست، اگر بگوییم زنی که از طبقه اجتماعی پایینی برخاسته، باید خواسته هایش نیز مطابق همان طبقه اجتماعی باشد چون نباید چنین زنانی زیاده خواهی داشته باشند. از طرفی مردانی که برای ازدواج به سمت زنانی با موقعیت اجتماعی پایین میروند نیز این پیش فرض را داشته اند که همسرشان در حد شان و شوون خودش از آنها تقاضا دارد و نه بیشتر.

البته در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد و آن این که اگر زنی در موقع ازدواج سلامت جسمی داشته و پس از مدتی مبتلا به بیماری شود، زوج موظف به تأمین مخارج درمانی او است. همچنین اگر وضعیت زن در مدت زندگی مشترک متحول شود و نیازهای اساسی او تغییر کند زوج مکلف خواهد بود نیازهای ضروری او را متناسب با وضع جدید تأمین کند هر چند این احتیاجات با شأن زوجه در هنگام ازدواج تناسبی نداشته باشد. در واقع با ارتقای موقعیت اجتماعی زن در طول زندگی، بر تعهدات مالی مرد افزوده خواهد شد.

زنی که بعد از عقد شروع به زندگی زناشویی و رفتن به خانه شوهر را مشروط به پرداخت مهریه کند نفقه تعلق می گیرد و مرد باید نفقه وی را بپردازد. این امر در ماده 1085 قانون مدنی به طور کامل آمده است
وضع مالی شوهر ربطی به میزان نفقه ندارد

 

در بحث نفقه، قانون توجهی به توان مالی مرد ندارد، اما مطابق رویه های موجود، تمام

 

کارشناسان نفقه در هنگام تعیین مبلغ، به توان مالی مرد نیز توجه میکنند، به طوری

 

که اگر مرد توان مالی خوبی داشته باشد، حتما نفقه بالایی برای زن تعیین میکنند. اگر

 

مردی با توان مالی کم به سراغ دختری از طبقه بالا برود قانون گذار به نیازهای زن

 

متناسب با شأن او توجه دارد و زیاد کاری با توان مالی مرد ندارد، به عبارتی اگر مرد

 

برای بدست آوردن جایگاه خاص با زنی از طبقه بالا ازدواج کند طبق قانون باید نفقه

 

متناسب با شأن او را بپردازد. البته زنانی که دچار این مشکل هستند زیاد خوشحال

 

نباشند زیرا در این ماجرا رویه ای وجود دارد که بر اساس آن کارشناسان به خاطر

 

مصالح خانواده، اعسار مرد (ناتوانی مالی) را به صورت پنهان در نظر میگیرند و در

 

تعیین میزان نفقه، مراعات مرد را میکنند.